تو سال جدید برای خودم یه هدفهای دارم دیشب همه هدفها رو تو کاغذ نوشتم زدم تو اتاق که جلوی چشمم باشه ببینم و یادم نره که برای هدفهام باید تلاش کنم. تو سال جدید میخوام دیدم رو به زندگی تغییر بدم ....................................... رادوین عزیزم باورم نمیشه که دو ماهه دیگه داری 1 ساله میشی واقعا 1 سال شد خیلی خیلی زود گذشت جون همش غرق در خوشحالی بودم واقع نفهمیدم 1 سال چطور گذشت . خیلی پسر شیطون بلایی هست داشتم عکسهای ساتیار رو که میدیدم که داره موهای داداشش رو میکشه یاد تو افتادم که چطوری موهای من و بابایی رو میکنی و موهای خاله ...
سیزده بدر 92
سلام سلام من که خوب خوبم شما دوستای خوب چطورید؟ مامان ساتیار عزیز ببخشید که من کوتاهی کردم دلم براتون تنگ شده بود ولی ما توعید چون سفر بودیم عید دیدنی مون افتاده بود بعد از سیزده بدر به خاطر همین نمی تونستم زیاد بیام تو وب. من خیلی خیلی وابسته دوستای خوبی مثل شما و نی نی وبلاگ شدم هر روز میامدم عکسهای ساتیار و کیان کوچولو و لارا عزیز رو میدیدم بعد زود از نت خارج میشدم . ولی دیگه سرم خلوت شدم زود به زود میام . ما دیگه صبح سیزده تازه تصمیم گرفتیم که بیرون بریم یا نه واقعا خسته شده بودم دوست داشتم خونه بمونم و استراحت کنم ولی دیگه بابا احسان گفت نه بیا بری...
عید 92 بندر عباس
بدون عنوان
خدایا انگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از بودنم . و انگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم ویاریم ده تا اخرین روزهای سال هر انچه شکستم دل نباشد . نمونه ایی از شیطونی های رادوین ...
نویسنده :
رومینا
16:53
تقویم 92
من و بابایی برای رادوین کوچولوی خودمون تقویم درست کردیم برای دوستای نزدیک و فامیلهای نزدیک تقویم رو دادیم و برای هر کسی که تقویم رو دادیم عکسشو با رادوین انداختیم و تاریخ تولد اون شخص رو هم ثبت کردیم مثلا تقو.یمی که برای مامی جون و بابا جون درست کردیم عکسهایی که رادوین رو بغل کردن و خاله جون هم رادوین رو بغل کرده رو انداختیم و تولداشون رو هم ثبت کردیم امیدوارم که قشنگ شده باشه این تقویمی هست که برای مبین درست کردیم 3 تا عکسهای پایین و عکس بالایی که تو کریر ه مبین عزیزم هست 1 ماه از رادوین کوچیکتره . بوسسسسسسسسسسسسسس مبین نانازم ...
پایان سال 91
امروز چهارشنبه سوری هست ولی بازم مثل پارسال من تو خونه میمونم چهارشنبه سوری هم چهارشنبه سوریهای قدیم . اخه الان چی هست واقعا شور هیجان نداره فقط فقط استرس هست پدر شوهرم و مادرشوهرم هر سال شام سبزی پلو با ماهی دودی میزارن خیلی مزه میده ولی امشب من اصلا از خونه در نمیام اخه مگه رادوین چه گناهی کرده بخاطره مامانش باید این همه صداهای ناهنجار رو گوش بده تازه اونم با خطرهای زیاد. شاید خودمون یه اتیشی درست کنیم و از روش بپریم . این روزهای اخر عید رو با همه ی شلوغی و ترافیکهای سنگین خیلی دوست دارم همه مردم در حال بدو بدو هستن تا کارها رو زود انجام بدن دیروز رفته بودم بانک با رادوین ...
بدون عنوان
داماد اینده همه این عکسها کنجاویهای رادوین تو خونه هست . ...
نویسنده :
رومینا
1:06
اندر احوالات ما در اخر سال
دو سه روزه که درگیر جمع و جور کردن وسایل سفر هستم قراره این ٥شنبه حرکت کنیم دیروز با بابا احسان تمام ماشین رو از داشبورد گرفته تا رو کش صندلی حتی صندلی ماشین رو دراوردیم شستیم ماشینمون تمیز شد با بابایی دلمون نمیومد سوار بشیم و کلی ذوق مرگ شدیم اصلا لباس گرم نزاشتم الان تازه اینجا هوا خیلی گرم شده چه برسه به بندرعباس . فقط میترسم رادوین مریض بشه بابا احسان میگه تا یزد بریم برگردیم ولی من قبول نکردم . ١٥ نفر هستیم ٢ تا عموهام که هستن دایی جون و زن دایی جون و مادر هم میان . کلی خوش میگذره رادوین خیلی شیطون بلا شده تو خونه برای خودش مسابقه دو میزاره همش میدوه بردمش د...
روز جهانی زن
سلام دوستای گلم خوبید ببخشید با تاخیر زیادی اومدم دیگه خودتون میدونید روزهای اخر سال ادم خیلی کار داره . ولی ١٨ اسفند روز زن بود و من به همتون این روز رو تبریک میگم بابایی تو این دوسال همیشه روز جهانی زن رو به من تبریک میگه . برام یه دست گل خوشگل ...... گرفت همسر عزیزم ازت ممنونم .
بدون عنوان
پسر ما دندون 4 رو با سلامتی دراورد ولی قربونش بشم کلی سختی کشید این چند روز رو درگیر کارهای عید بودم خودتون که میدونید با بچه کوچیک خیلی سخته روز جمعه ایی دیگه واقعا خسته شده بودم ولی خدا رو شکر دیگه کارهای عیدم تموم شد دیروز با با احسان برای مدرکش رفته بود بروجرد 5 صبح رفت شب اومد ولی من تو خونه کلی حوصله ام سر رفت اصلا دوست نداشتم برای خودم غذا درست کنم مامانم گفت بیا اینجا ولی تو خونه خودمون با رادوین راحت تر بودم دیگه مامان جون زحمت کشید ناهارشون رو اوردن خونه ما منم کلی خوشحال شدم رادوین دیگه خودش مستقل شده قشنگ راه میره امروز صبح لباسشویی روشن بود خود...









